به بهانه ولادت حضرت زینب سلام الله علیها؛

حضرت زینب(س) روایت دشمن از عاشورا را تغییر دادند

یکی از مهم‌ترین کارهای تبیینی حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، شکستن روایت دشمن از عاشورا بود. حکومت اموی می‌خواست همراه با پیروزی نظامی، معنای حادثه را هم در اختیار بگیرد؛ خودش را برحق و خاندان پیامبر را شکست‌خورده و سزاوار مجازات معرفی کند.

به گزارش سراج24؛ حضرت زینب(س) با جهاد تبیین در برابر این روایت ایستادند. در خطبه‌ها و گفت‌وگوهای منقول از ایشان، نمونه‌هایی روشن از این مواجهه دیده می‌شود:

۱. از «خدا شما را رسوا کرد» به «رسوایی متعلق به ستمگر است»
ابن‌زیاد در مجلس کوفه مدعی شد خدا اهل‌بیت را رسوا کرده و دروغشان را آشکار ساخته است. حضرت زینب(س) در پاسخ، از کرامت خاندان پیامبر و پاکی آنان سخن گفتند و رسوایی را متعلق به فاسق و بدکار دانستند.
دشمن می‌خواست اسارت را سند بی‌حقی معرفی کند؛ حضرت نشان دادند که معیار رسوایی، رفتار انسان است. آن‌که ظلم کرده باید شرمنده باشد، حتی اگر بر تخت حکومت نشسته باشد.

۲. از «این مجازات الهی بود» به «شهیدان عزتمندند و قاتل باید پاسخ بدهد»
ابن‌زیاد پرسید کار خدا را با برادرت چگونه دیدی؟ حضرت فرمودند: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً»؛ جز زیبایی ندیدم. سپس از گردآمدن قاتل و شهیدان در پیشگاه خدا و دادخواهی آنان سخن گفتند.
در این پاسخ، زیباییِ وفاداری و فداکاری شهیدان آشکار می‌شود و مسئولیت قاتل نیز باقی می‌ماند. حکومت نمی‌تواند جنایت خود را به خدا نسبت دهد و از پاسخ‌گویی فرار کند.

۳. از «پیروزی ما نشانه رضایت خداست» به «قدرت، دلیل حقانیت نیست»
در خطبه منقول در مجلس یزید، حضرت این تصور را به چالش کشیدند که چون اهل‌بیت اسیر شده‌اند و حکومت بر اوضاع مسلط است، پس یزید نزد خدا گرامی و آنان خوار شده‌اند. ایشان با یادآوری مهلت‌دادن خدا به بدکاران، اعتبار این برداشت را شکستند.
پیام این مواجهه روشن بود: داشتن قدرت و امکانات، حقانیت نمی‌آورد و گرفتاری مظلوم نیز نشانه بی‌ارزشی او نزد خدا نیست.

۴. از «نمایش اقتدار حکومت» به «افشای بی‌عدالتی حکومت»
حضرت زینب(س) در همان مجلس، عدالت یزید را زیر سؤال بردند: چگونه زنان خود را در امنیت نگه می‌دارد، اما دختران پیامبر را شهر به شهر به اسارت می‌برد؟
دشمن، کاروان اسیران را برای نمایش قدرت آورده بود؛ حضرت همان صحنه را به شاهدی علیه حکومت تبدیل کردند. اکنون پرسش اصلی این بود که چنین رفتاری چگونه با ادعای عدالت و جانشینی پیامبر سازگار است؟

۵. از «ما فقط تماشاگران دلسوزیم» به «شما هم مسئولید»
در خطبه منقول کوفه، حضرت به گریه مردم اکتفا نکردند؛ پیمان‌شکنی و کوتاهی آنان را یادآوری کردند و جایگاه امامی را که کشته شده بود توضیح دادند.
با این سخنان، مردم نمی‌توانستند خودشان را صرفاً تماشاگران اندوهگین یک حادثه بدانند. گریه پس از واقعه، مسئولیت رفتار پیش از آن را از میان نمی‌برد.
از همین سخنان، دو محور تبیینی دیگر نیز می‌توان استخراج کرد؛ هرچند این دو، تحلیل همان خطبه‌ها هستند و واقعه‌ای جداگانه محسوب نمی‌شوند:

۶. از «اسیرانی خارجی» به «خاندان پیامبر و صاحبان حرمت»
حضرت در خطبه‌های منقول، پیوند اهل‌بیت با رسول خدا و جایگاه امام حسین(ع) را یادآوری کردند. این معرفی، صرفاً بیان نسبت خانوادگی نبود؛ مخاطب را با مسئولیت دینی و اخلاقی خود روبه‌رو می‌کرد: کسانی که در برابر شما به اسارت ایستاده‌اند، خاندان همان پیامبری هستند که به او اظهار ایمان می‌کنید.

به این ترتیب، هویت اسیران، معنای صحنه را تغییر می‌داد و مسئله حرمت‌شکنی نسبت به خاندان پیامبر را پیش چشم مخاطبان می‌گذاشت.

۷. از «پرونده پایان یافته» به «دادخواهیِ باقی‌مانده»
در پاسخ به ابن‌زیاد و در خطبه شام، حضرت از داوری خدا و پاسخ‌گویی ستمگران سخن گفتند. حکومت می‌توانست نبرد را تمام‌شده اعلام کند، اما نمی‌توانست حقِ پایمال‌شده را از میان ببرد.
در این نگاه، پایان جنگ، پایان مسئولیت نبود. خون‌های ریخته‌شده همچنان موضوع دادخواهی بود و صاحبان قدرت باید درباره کردار خود پاسخ می‌دادند.

وجه مشترک این نمونه‌ها، تغییر جایگاه‌هاست:
حضرت زینب(س) از موضع اسارت، حکومت را به پاسخ‌گویی فراخواندند. دشمن می‌خواست اهل‌بیت درباره «شکست خود» توضیح بدهند؛ ایشان کاری کردند که حاکم باید درباره «جنایت خود» پاسخ بدهد.

اخبار مرتبط